احياى دهه مهدويت وگستره آن

جهت مطالعه این قسمت روی عبارت زیر کلیک نمائید
احياى دهه مهدويت وگستره آن

جهت مطالعه این قسمت روی عبارت زیر کلیک نمائید
سياست و حكومت در سيره امام سجاد عليه السلام
بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياءصلى الله عليه وآله و آن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود ....
مرجع عالى قدر: رضايتمندى از مقدرات الهى، مقامى فوق العاده بالا است
بسم الله الرحمن الرحيم

شمارى از زائران سعودى آستان مقدس ثامن الحجج عليه السلام روز يكشنبه (13مردادماه1387) با آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى ديدار نمودند.
معظم له طى اين ديدار به موضوع رضامندى به قسمت الهى اشاره و خاطرنشان كردند: در روايت است كه از امام صادق عليه السلام سوال شد: از ابوذر غفارى رحمه الله نقل مى كنند كه مى گفت: سه چيز است كه مردم نمى پسندند ولى من آنها را دوست دارم: مرگ، فقر و بلا. امام صادق عليه السلام فرمودند: اين طور كه شما نقل مى كنيد نيست. منظور ابوذر اين بوده است كه مرگ را در راه طاعت الهى از زندگى در سايه معصيت بيشتر دوست دارم، و فقر توأم با طاعت خدا نزد من بهتر از ثروتمندى توأم با نافرمانى خداست و تحمل بلا در راه فرمان خدا را از تندرستى همراه با گناه بيشتر دوست دارم.(1)
|
يكى از مهمترين امورى كه بايد در برخورد با آنها سرلوحه رفتار انسان قرار گيرد رضامندى به قسمت خداى تبارك و تعالى است. خشنودى به قسمت الهى مقام فوق العاده بالا و والايى نزد خدا و اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين مى باشد |
مرجع عالى قدر در ادامه فرمودند: هر انسانى طى زندگى با مشكلات و ابتلائات چندى مواجه مى شود؛ ابتلائاتى نظير بيمارى هاى مزمن، فقر مالى، همسايه بد، زن بدخو، خويشاوندان ناموافق يا شريك بدرفتار. اين مشكلات معمولا نتيجه گناه و كوتاهى يا غفلت خود انسان است و البته برخى از آنها را خداى متعال مقدر فرموده است تا بدين وسيله درجات انسان مبتلا را افزايش دهد. اين مشكلات به هر اندازه و هر شكل كه باشد يكى از مهمترين امورى كه بايد در برخورد با آنها سرلوحه رفتار انسان قرار گيرد رضامندى به قسمت خداى تبارك و تعالى است. خشنودى به قسمت الهى مقام فوق العاده بالا و والايى نزد خدا و اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين مى باشد. از همين جاست كه مى بينيم وجود مبارك امام زين العابدين عليه السلام در دعاى معروف به ابى حمزه ثمالى به خداى متعال چنين عرضه مى دارند: «ورضّني من العيش بما قسمت لي؛(2) و مرا در زندگى به آنچه برايم مقدر فرموده اى خرسند دار».
ايشان در توضيح بياناتشان فرمودند: رضا به قضاى الهى هرگز بدين معنا نيست كه انسان براى تحمل مشكلات و رفع نقايص خود گامى بر ندارد. بلكه همه موظف به تلاش پيوسته و استمداد فعاليت ها و كوشش هايمان هستيم و در عين حال بايد به قسمت الهى راضى و قانع باشيم، خواه مشكلات و كاستى هايمان برطرف شود يا خير. در چنين حالتى است كه از يك زندگى گوارا و لذت بخش و همراه با خشنودى خدا بهره مند خواهيم بود.
معظم له در پايان به حاضران سفارش كردند: بكوشيد ارمغان اين سفر زيارتى شما ـ كه مصداق طاعت الهى است ـ رضايتمندى به مقدرات الهى باشد.
شايان ذكر است در اين نشست حجت الاسلام والمسلمين سيد جعفر شيرازى نيز بياناتى ايراد داشت.
(1) كافى، ج8، ص222 (حديث يأجوج و مأجوج، حديث 279).
(2) مصباح كفعمى، ص601؛ و نيز مفاتيح الجنان، اعمال سحرهاى ماه مبارك رمضان.
مرجع عالى قدر: كمال مؤمن آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهد كه براى خود مى پسندد.
بسم الله الرحمن الرحيم

آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى روز دوشنبه (14مردادماه1387) در جمع شمارى از زائران سعودى خيرخواهى براى ديگران را از مراتب بالاى ايمان توصيف كردند.
ايشان با اشاره به حديث شريفى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله كه مى فرمايند: «لا يستكمل المرء الإيمان حتى يحبّ لأخيه ما يحبّ لنفسه؛(1) ايمان آدمى زمانى كامل مى شود كه براى برادر مؤمن خود همان را بخواهد كه براى خودش مى پسندد» اظهار داشتند: نفى و استثناى موجود در اين حديث افاده حصر مى كنند و از جمع ميان اين حديث و ديگر ادله شرعى دريافت مى شود مؤمنى كه از درجات بالاى ايمان برخوردار است براى برادر ايمانى خود همان مى پسندد كه براى خود مى خواهد.
|
نماز و همين طور روزه، حج و... همه ايمان نيست و فقط جزئى از آن را تشكيل مى دهد. از اين رو مؤمنى كه مى خواهد از ايمان كامل برخوردار باشد بايد به همه اجزاى ايمان پايبند باشد كه يكى از مهم ترين اين اجزا آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهيم كه براى خود مى خواهيم |
ايشان افزودند: تعبير «رجل» و مرد در اين حديث خصوصيتى ندارد و منظور از «اخ» هم، فقط مردان و ذكور نيستند. چرا كه مردان مؤمن همگى با هم برادر و زنان با ايمان همگى خواهر يكديگرند و مشمول اين حديث شريف نبوى مى باشند، خواه خويشاوند و محرم هم باشند و خواه با همديگر پيوند خويشاوندى نداشته باشند. بر اين اساس مرد براى همسرش بايد همان چيزى را بپسندد كه براى خود مى پسندد و همين طور زن نسبت به شوهر خود، بايد چنين باشد. و انسان بايد نسبت به همه مؤمنان اعم از خويشاوندان، بيگانگان، همكاران و حتى مسافران و زائران خيرخواه باشد و آنچه براى خود نمى پسندد براى آنان نيز نپسندد.
معظم له يادآور شدند: نماز و همين طور روزه، حج و... همه ايمان نيست و فقط جزئى از آن را تشكيل مى دهد. از اين رو مؤمنى كه مى خواهد از ايمان كامل برخوردار باشد بايد به همه اجزاى ايمان پايبند باشد كه يكى از مهم ترين اين اجزا آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهيم كه براى خود مى خواهيم. مهم نيست كه طرف مقابل به اين صفت والا آراسته باشد، بلكه براى يك مؤمن، مهم آن است كه خود براى كسب اين فضيلت و كمال بخشيدن به ايمانش تلاش كند.
ايشان در پايان به حاضران سفارش كردند: بكوشيد بهترين ارمغان اين سفر معنوى شما خيرخواهى براى ديگران و عمل به اين فرمايش رسول الله صلى الله عليه وآله باشد.
گفتنى است حجت الاسلام والمسلمين سيد جعفر شيرازى نيز در جمع ديدار كنندگان بياناتى ايراد داشت.
1) بحارالانوار، ج69، ص257 (باب 114 ـ الكذب وروايته وسماعه...).
مرجع عالى قدر طى بياناتى به مناسبت اربعين ارتحال ملكوتى آيت الله سيد محمد رضا شيرازى:
آنچه غير مسلمانان دارند بهتر از اسلام وارونه و ساختگى اموى است
بسم الله الرحمن الرحيم

روز چهارشنبه 19تيرماه1387 به مناسبت اربعين عروج ملكوتى عالم فرزانه و فقيه اهل بيت عليهم السلام آيت الله سيد محمد رضا شيرازى شمار فراوانى از علما، فضلا، شخصيت هاى سياسى، فرهنگى و دينى، وعده اى از مؤمنان كشورهاى عراق، خليج، سوريه، اروپا، و آمريكا براى عرض تسليت اين مناسبت جانسوز به مرجع عالى قدر آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى به شهر مقدس قم آمدند. معظم له در اين گردهمايى بيانات ارزشمندى ايراد داشتند كه متن كامل آن چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
از فضل گسترده خداى سبحان مسئلت داريم كه طاعات، عبادات، و خدمات همگان را به آستان اهل بيت عليهم السلام مورد قبول درگاه خود قرار دهد و آقا و مولايمان بقية الله الاعظم مهدى موعود صلوات الله وسلامه عليه و عجل الله تعالى فرجه الشريف همه ما را مورد عنايت قرار دهند و كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه و پدران بزرگوار و برادر ارجمندشان حضرت على بن موسى الرضا عليهم السلام در حوائج دنيا و آخرت شفيعان ما باشند.
نخست از همه كسانى كه براى همدردى و شركت در مراسم اربعين ارتحال فقيد سعيد آيت الله سيد محمد رضا حسينى شيرازى قدس سره رنج سفر را بر خود هموار كرده اند سپاسگزارى مى كنم.
هم چنين بابت توفيق عظيم زيارت ائمه اطهار حضرت اميرالمؤمنين و امام حسين و نيز برادر ارجمندشان حضرت اباالفضل العباس عليهم السلام و ديگر امامان آرميده در سرزمين عراق به همه شما غبطه مى خورم.
اهميت زيارت سيدالشهداء عليه السلام
حضرت امام صادق عليه السلام در حديث صحيحى كه از ايشان درباره زيارت سيدالشهدا عليه السلام نقل شده مى فرمايند: «إن كل من لقي في السفر تعباً ومشقة أكثر يكون ثوابه أعظم ويكون ذلك سبباً لقربه إلى أهل البيت عليهم السلام أكثر؛(1) هر كه در سفر [زيارت حضرت سيدالشهدا عليه السلام] متحمل خستگى و مشقت بيشترى شود از ثواب عظيم ترى برخوردار خواهد بود و اين كار سبب نزديكى بيشتر او به اهل بيت عليهم السلام خواهد شد».
خوش به حال كسانى كه توفيق اين زيارت مقدس را پيدا كردند و خوشا به حال كسانى كه در اين زيارت رنج بيشترى به جان خريده اند.
|
كسانى كه با پاى پياده به زيارت امام حسين عليه السلام مى روند وقتى از زيارت باز مى گردند فرشته اى از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله نزد آنان مى آيد و سلام آن حضرت را به آنان ابلاغ مى كند. |
در اين جا دوست دارم توجه خواهران و برادران ايمانى خود را به حديث صحيح و شريفى جلب كنم كه در كتاب شريف كامل الزيارات و جز آن ذكر شده است. در اين حديث آمده است كسانى كه با پاى پياده به زيارت امام حسين عليه السلام مى روند چنين و چنان پاداش دارند و از جمله اين كه وقتى از زيارت باز مى گردند ـ يا هنگامى كه به قصد بازگشت به وطن از كربلا بيرون مى آيند يا هنوز در سرزمين كربلا هستند ـ فرشته اى از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله نزد آنان مى آيد و سلام آن حضرت را به آنان ابلاغ مى كند.(2)
بكوشيد اين پاداش عظيم را به دست آوريد؛ بدين نحو كه كمى قبل از رسيدن به كربلا به اندازه اى كه صدق كند پياده به كربلا آمده ايد، از اتومبيل پياده شويد. به ويژه جوانان مؤمن كه توان چنين كارى را دارند ـ هر چند توأم با مشقت باشد ـ از اين عمل غافل نشوند. زيرا مايه سعادتمندى است كه فرشته الهى سلام رسول الله را به انسان برساند.
هر يك از شما كه چنين كرد هنگام خارج شدن از خاك كربلا فراموش نكند كه پاسخ سلام پيغمبر را بدهد و بگويد: و على رسول الله السلام.
راز گسترش اسلام
خداى متعال در قرآن كريم فرموده است: «وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا؛(3) [چون نصرت الهى فرا رسد] مردم را ببينى كه گروه گروه به دين خدا در مى آيند»
رسول خدا صلى الله عليه وآله پس از بعثت مباركشان نزديك به سيزده سال در مكه مكرمه زيستند و سپس به مدينه منوره هجرت كردند و در حدود ده سال در آن شهر به سر بردند. نتيجه سيزده سال تلاش و كوشش و تبليغ پيامبر و دعوت مردم به سوى يكتاپرستى و اسلام در مكه مكرمه تقريبا عبارت است از به وجود آمدن دويست مسلمان. البته در اين خصوص اختلاف هاى تاريخى جزئى نيز وجود دارد؛ اختلاف هايى از اين دست كه آيا اين دو نامِ همانند مربوط به يك نفر است يا دو نفر؟ يا فلان شخص در مكه اسلام آورد يا در مدينه؟ و... .
غرض اين كه نتيجه تلاش هاى طاقت فرساى پيامبر در اين سيزده سال به وجود آمدن حدود دويست زن و مرد مسلمان بود. پس از آن رسول خدا به مدينه هجرت فرمود و ده سال در آن جا به سر برد، ولى بنده نمى دانم ثمره تلاش هاى تبليغى آن حضرت در اين مدت چه بوده و در اين دوره ده ساله دقيقا چند تن به دست مباركشان مسلمان شدند. در اين خصوص آمار دقيقى در دست ندارم و ان شاء الله برادران و خواهران ايمانى مى توانند آمار مناسبى در اين زمينه به دست آورند. اما يك نكته را در اين جا يادآور مى شوم و آن اين كه فقط در عام الوفود يعنى سال نهم هجرت كه اواخر حضور رسول الله صلى الله عليه وآله در مدينه منوره بود روزانه به طور متوسط دويست زن و مرد به آيين اسلام مى گراييدند.
|
يهوديان كه سر سخت ترين دشمنان اسلام بودند بر اثر قوانين متعالى و منش والا و كريمانه پيامبر گروه گروه به آيين اسلام گراييدند |
دقت بفرماييد كه نتيجه سيزده سال تلاش پيامبر در مكه به مسلمان شدن دويست تن انجاميد در حالى كه در مدينه گاه هر روز به طور متوسط دويست تن مسلمان مى شدند. علت اين امر چه بود؟ با اين كه آن حضرت در مكه رسول خداى متعال بود و در مدينه نيز بى كم و كاست همان رسول خدا بود و تغيير نكرده بود. آن حضرت مانند ما نيست كه مثلاً ابتدا ناپخته و بى تجربه باشد و سپس پخته و با تجربه گردد، يا در ابتدا جوان و خام باشد و در بزرگسالى سرد و گرم روزگار را بيازمايد. اين قبيل امور در مورد امثال ما صدق مى كند ولى درباره رسول خدا صلى الله عليه وآله البته صادق نيست؛ زيرا آن جناب هميشه خودشان بودند و وحى الهى در مكه تفاوتى با مدينه نداشت و قرآن مكه و قرآن مدينه يكسان بود. پس چه چيزى تغيير كرده بود؟
از ميان امورى كه تغيير كرد به دو مورد اشاره مى كنيم كه سبب ايجاد اين جمع انبوه از مسلمانان شد و يك روز مدينه را همسنگ تلاش هاى سيزده ساله مكه قرار داد.
نخست اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در مكه آزادى نداشت و در فضاى ديكتاتورى قريش دست و پايشان بسته بود، ولى در مدينه اوضاع تفاوت داشت. چه بسا رسول خدا در مسجد الحرام نماز مى گزاردند و افرادى وجود داشتند كه اسلام آورده بودند ولى از ترس ستم و آزار قريش به ايشان اقتدا نمى كردند. چنين كارى در آن اوضاع و احوال سخت ترين آزارهاى قريش را به دنبال داشت و حتى ممكن بود به مرگ شخص منجر شود. اما در مدينه رسول خدا آزادانه نماز جماعت برگزار مى فرمود و بدون آن كه خطرى ايشان را تهديد كند خطابه القا مى كرد.
دوم آن كه مشركان طى آن سيزده سال نمى توانستند پيامبر با تاريخ چه خواهد كرد ولى در مدينه كار برايشان روشن شد.
مردم در مكه نمى دانستند آن جناب با اسيران چه مى كند و رفتارشان با اسيران چگونه، و با دوستان و نزديكان چِسان است؟ هم چنين نمى دانستند سياست هاى پولى ايشان چيست؟ يا در جنگ چه خط مشى را دنبال مى كنند و پس از آن كه جنگ به پايان رسيد شيوه ايشان چه خواهد بود؟! اما همه اين امور در مدينه براى مردم روشن شد.
مسئوليت ما در اين زمانه
در اين جا دو مثال ذكر مى كنم تا برايمان روشن شود مسئوليت ما در اين زمانه چيست. البته در اين خصوص شواهد و مثال هاى بسيارى وجود دارد و من مؤمنان دانشور ـ به ويژه جوانان ـ را به پى گيرى و گردآورى اين شواهد فراوان كه در كتاب هاى تاريخ و ذيل موضوعات گوناگون پراكنده است، دعوت مى كنم. 
مثال اول مربوط به سَفّانه دختر حاتم طايى است كه طى نبردى مسلحانه به همراه عده اى از قبيله طى به اسارت مسلمانان در آمد و او را نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله در مدينه آوردند. او چند روز در جايى كه به اسيران زن اختصاص داده بودند ماند. روزى رسول خدا به همراه اميرمؤمنان عليهما السلام از آن مكان رد مى شدند. او از اميرمؤمنان خواست برايش نزد پيامبر واسطه شود. اميرمؤمنان به او اشاره كرد كه اين خود پيامبر است و خودت با او سخن بگو. علت آن بود كه مردم معمولا جرأت سخن گفتن با پادشاه را نداشتند و بسيارى از مردم در آن زمان اين تصور را داشتند كه حق سخن گفتن با پيامبر را ندارند.
او به پيامبر كه در حال گذشتن از آن جا بود گفت: «مات الوالد وغاب الوافد؛ پدر چشم از جهان فرو بست و نماينده و فرستاده [كه مايه مدد و اميدوارى است] از من دور شد». حضرت از او پرسيدند: منظورت از نماينده كيست؟ گفت: برادرم عدى بن حاتم طايى. [در آن هنگام او به پيرامون شام گريخته بود]. من دختر مرد بزرگوار و بخشنده اى هستم و پدرم ميهمان را گرامى مى داشت. او موارد چندى از بزرگوارى ها و منش پدرش را ياد كرد و منظورش اين بود كه سزاوار چون منى نيست كه در بند باشم. رسول خدا صلى الله عليه وآله به او فرمودند: ببين به چه كسى اعتماد دارى تا تو را به همراه او گسيل دارم.
در برخى از كتاب هاى تاريخى آمده است كه آن حضرت به خاطر او از تمام كسان او گذشت و آنان را آزاد نمود. دختر حاتم نزد برادرش آمد و به او گفت: برخيز و نزد اين مرد برو كه پادشاه نيست، بلكه پيامبر است.
برادرش عدى پس از آن كه از رفتار بزرگوارانه پيامبر با خواهرش آگاه شد و دانست كه اين رفتار به حرمت پدرشان و كرامت و ميهمان نوازى هاى او بوده، نزد حضرت آمد و به او ايمان آورد.(4) او در جنگ هايى كه بر اميرمؤمنان عليه السلام تحميل شد يعنى جمل، صفين و نهروان در ركاب آن حضرت نبرد مى كرد. در مكه مكرمه مجالى براى ظهور و بروز اين رفتارهاى كريمانه پيامبر وجود نداشت.
مثال دوم خداى متعال در قرآن كريم مى فرمايد: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ؛(5) به يقين يهود و مشركان را دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت» خداى متعال در اين آيه شريفه بزرگ ترين دشمن مسلمانان را در درجه نخست يهود و سپس مشركان توصيف مى كند. اين در حالى است كه اگر جنگ هاى پيامبر را كه بدون استثنا همگى دفاعى بودند بررسى كنيم ملاحظه خواهيم كرد كه بيشتر اين جنگ ها از سوى مشركان بوده است، نه يهود. البته در پس اقدامات و دشمنى هاى مشركان دستان پنهان يهود ديده مى شود كه آنان را تحريك مى كردند.
به هر حال شعله جنگ هاى بدر، احد وصفين را مشركان افروختند و در نبرد احزاب مشركان در كنار ديگر طوايف از جمله يهود و نصارا حضور داشتند. با اين حال خداى متعال در درجه نخست يهود را دشمن ترين و كينه توز ترين گروه نسبت به مسلمانان مى داند. حال نكته اين جاست كه همين يهوديان كه سر سخت ترين دشمنان اسلام بودند بر اثر قوانين متعالى و منش والا و كريمانه پيامبر گروه گروه به آيين اسلام گراييدند. اگر روايات كتاب هاى تاريخ و نيز كتاب شريف كافى و صحاح عامه و كتاب هاى فقهى فريقن را ملاحظه كنيد مى بينيد كه رسول خدا در يك جا سه ماده قانونى مرتبط با مسائل پولى ومالى را اعلام داشت. ايشان فرمودند: «من مات وترك مالاً فلوارثه؛ كسى كه از دنيا رود و ثروتى از خود به جا نهد آن ثروت از آن وارثان اوست». يعنى من مانند نظام هاى پادشاهى و قبائلىِ پيش از اسلام كه ماليات بر ارث مى ستاندند مالياتى از وارثان نخواهم گرفت. و نيز فرمودند: «من مات وترك دَيناً أو ضياعاً فإليّ وعليّ؛(6) هر كه بميرد و قرض يا بى سپرستى از خود به جا گذارد، مسئوليت آن بر عهده من است». اين فقره شامل ماده هاى دوم و سوم است.
ماده دوم بدين معناست كه اگر كسى در حالى از دنيا رود كه به مردم بدهكار است و پولى از خود به جا نگذارد كه قرض او را با آن ادا كنند، طلبكاران به سراغ زن و بچه او نروند، حتى اگر پول داشته باشند. بلكه به پيامبر مراجعه كنند. «إليّ وعلىّ» يعنى اين كه نزد من آيند و پرداخت حقوقشان بر عهده من است.
|
اسلام اموى و عباسى چهره بسيار واژگونى از اسلام حقيقى و راستين در اذهان مردم ايجاد كرده است. امروزه آيين ها و باورهاى نامسلمانان بهتر از اسلام ساختگى و وارونه امويان وعباسيان و پيروان آنان است |
ماده سوم بدين شرح است كه وقتى شخصى بميرد و خانواده اش بى سرپرست و نان آور بمانند و از خود يتيمانى به جا گذارد پيامبر ضامن تأمين نيازهاى آنان است.
در كتاب شريف كافى به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است: «وما كان سبب اسلام عامّة اليهود إلا بعد هذا القول من رسول الله؛ علت مسلمان شدن اكثريت يهود چيزى جز همين فرمايش رسول خدا نبود»(7) از آن جا كه يهوديان مردمى پول دوست هستند، مشاهده كردند كه اسلام به سود آنان است. چون اگر يكى از آنان پولى داشت دولت اسلامى مالياتى از او نمى ستاند و اگر در حال تنگدستى از دنيا مى رفتند خود پيامبر متكفل امر معاش خانواده شان مى شد.
مواردى از اين دست در مدينه منوره رخ داد و در مكه مكرمه مجالى براى بروز و ظهور اين آموزه هاى درخشان نبود. به عبارت ديگر در مدينه اسلام در مقام عمل ظهور و نمود يافت.
به همين دليل است كه مى بينيم در سال نهم هجرت كه عام الوفود (سال ورود هيئت ها) نام دارد ميانگين افرادى كه هر روز مسلمان مى شدند بيش از دويست تن بود. اين موفقيت و بازدِه بالا فقط نتيجه دو چيز بود كه عبارتند از: آزادى و اطلاع رسانى؛ يعنى رساندن حقيقت اسلام به گوش مردم.
ضرورت استفاده از آزادى ها و امكانات امروز در تبليغ اسلام حقيقى
امروز و در اين روزگار در برخى از كشورهاى جهان آزادى به نسبت بالايى وجود دارد و در برخى كشورهاى ديگر كم تر است. به عبارت ديگر نخستين عاملى كه در گسترش دعوت پيامبر مؤثر بود و باعث شد مردم گروه گروه به ايشان ايمان بياورند، امروزه كم و بيش وجود دارد. مى ماند عامل دوم كه تلاش هاى مؤمنان را مى طلبد.
در چين ـ كه آزادى در آن وجود دارد ـ بيش از يك ميليارد انسان وجود دارند كه بيشتر آنان كافرند. هم چنين است كشور هند و ديگر كشورها به ويژه غرب. شما اين توان را داريد كه با بهره گيرى از ابزارهاى ارتباطى و تبليغى پيشرفته و نيز آزادى هاى موجود، سخن و قلم خود را در راه نشر اسلام در اين كشورها به كار گيريد و اسلام حقيقى را به ميلياردها انسان كه از اسلام جز نام آن را نشنيده اند برسانيد.
اسلام حقيقى و اسلام اموى
مهم رساندن اسلام حقيقى به اين افراد است. چرا كه اسلام اموى و عباسى چهره بسيار واژگونى از اسلام حقيقى و راستين در اذهان مردم ايجاد كرده است. امروزه آيين ها و باورهاى نامسلمانان بهتر از اسلام ساختگى و وارونه امويان وعباسيان و پيروان آنان است.
تاريخ را بخوانيد و بنگريد اسلام اموى در مقام اجرا چه كرده است: به شهادت رساندن امام حسين عليه السلام، به زندان افكندن امام كاظم عليه السلام و قتل آن حضرت، زندانى نمودن امام رضا عليه السلام، فشار آوردن مأمون عباسى بر امام رضا عليه السلام، تبعيد ايشان به سرخس و در بند كردن ايشان در آن شهر و هزاران شاهد ديگر.... چنين شواهدى اصلاً مردم را به اسلام ترغيب نمى كند و كم ترين لطفى برايشان ندارد.
|
تا به امروز خط بنى اميه و بنى العباس هم چنان ادامه دارد و مشاهده مى كنيم كه به وسيله خودروهاى بمب گذارى شده و كمربندهاى انفجارى و منفجر كردن اماكن مختلف، هر روز خون افراد بى گناه و زنان و كودكان و افراد غير مسلح بر زمين ريخته مى شود |
معاويه به دست بُسر بن أرطات شمارى از شهرها و روستاهاى منطقه استحفاظى اميرمؤمنان عليه السلام را غارت نمود و سى هزار تن از ساكنانشان را كه در ميانشان زنان و كودكان بى گناه بودند فقط به اين دليل كه معتقد به امامت على بن ابى طالب عليه السلام بودند، و نه معاوية بن ابى سفيان به قتل رساند. وقتى بُسر نزد معاويه بازگشت و ماجرا را بازگفت و اظهار داشت: همه اين افراد را فقط به خاطر تو كشتم، معاويه به او پاسخ داد: تو نبودى كه آنان را كشتى، بلكه خدا آنان را كشت!(8)
اين سخن را يزيد نيز از معاويه آموخت. همين طور ابن مرجانه و ديگران نيز اين شگرد شيطانى را آموختند و در موارد متعدد به كار بستند. از جمله اين كه به حضرت زينب كبرى سلام الله عليها گفتند: كارى را كه خدا با برادرت حسين كرد چگونه ديدى؟ آن حضرت فرمود: جز خوبى و زيبايى نديدم... (؛يعنى كرده هاى خدا همه خوب و زيبا بود و خدا او را نكشت، بلكه شما او را به قتل رسانديد!)
اسلام اموى در روزگار ما
تا به امروز خط بنى اميه و بنى العباس هم چنان ادامه دارد و مشاهده مى كنيم كه به وسيله خودروهاى بمب گذارى شده و كمربندهاى انفجارى و منفجر كردن اماكن مختلف، هر روز خون افراد بى گناه و زنان و كودكان و افراد غير مسلح بر زمين ريخته مى شود.
اين اسلام بنى اميه است و صد البته آنچه كفار دارند بهتر از اين است. 
كافران دست كم وعده عمليات انفجارى و قتل عام افراد بى گناه و شكنجه هاى جسمى و روحى را ـ كه امروز در زندان هاى كشورهاى اسلامى اجرا مى شود ـ به مردم نمى دهند.
بنابراين بهترين تبليغ براى اسلام نشان دادن اقدامات رسول خدا و اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين و رفتار آن بزرگواران با مخالف ومؤالف است. سيره والاى پيامبر و اهل بيت عليهم السلام اگر به درستى براى جهانيان تصوير شود از تمام داشته هاى غير مسلمانان ـ اعم از رفتارهاى مدنى، قوانين ضامن حقوق بشر، آزادى هاى امروز، عدالت اجتماعى، رحمت، انسانيت، اخلاق، شيوه ها و انديشه هاى والايى كه حتى دل دشمنان را به خود جذب مى كند ـ نيز برتر و متعالى تر خواهد بود.
اگر همان طور كه ديگران عمل مى كنند ما نيز سيره نورانى رسول خدا و مولاى متقيان عليهما السلام را از طريق ماهواره ها و اينترنت و ملياردها مجله و كتاب و ده ها زبان زنده جهان به مردم بشناسانيم، امروز هم مشاهده خواهيم كرد كه مردم گروه گروه به دين خدا در مى آيند و ده ها مليون انسان به آيين حيات بخش اسلام خواهند گراييد.
اين وظيفه همه ما اعم از زن، مرد، عالم، تاجر، تحصيل كرده، كاسب و از هر طبقه و گروه سنى است كه هر يك به فراخور فهم و توانى كه خدا روزى مان فرموده، اسلام محمد و على ـ صلوات الله عليهما وآلهما ـ را به گوش جهانيان برسانيم.
همه شما با اختلاف مراتب مؤمن هستيد و اسلام محمد و على را مى شناسيد و بدان اعتقاد داريد و مشكلات و رنج سفر زيارت عتبات و مراقد اهل بيت عليهم السلام را به جان خريده ايد. چرا؟ فقط به پاس تلاش ها و كوشش هاى يك تن كه امروزه در ميان ما نيست و همه شما از نزديك ديده بوديد كه نماد صادق و نمايشگر خوبى براى اسلام بود. فقيد سعيد آيت الله سيد محمد رضا شيرازى در زمينه خود و تا جايى كه مى توانست تجسم بخش و نمايش دهنده خوبى براى اسلام محمدى و علوى بود و رفتارهاى ايشان در خط رسول الله و اميرمؤمنان عليهما السلام بود.
چنين كسى شما علما، خطبا، تجار، دانشگاهيان، كسبه و زنان و مردان مؤمن را در يك جا گرد هم آورد و جذب نمود.
اگر چنين نمايش اصيلى از اسلام به آگاهى و نظر يكصد ميليون بت پرست ساكن كره زمين ـ چنان كه مى گويند ـ يا هفتصد مليون بودايى ـ چنان كه برخى آمارها حاكى است ـ يا مليون ها يهودى و مسيحى برسد امروزه هم مشاهده خواهيم كرد كه مردم گروه گروه به دين خدا در مى آيند و همه مردم از اديان گوناگون، آيين اسلام را در آغوش خواهند گرفت.
شايسته است كه نمونه هايى از تاريخ درخشان پيامبر، اميرمؤمنان، ديگر امامان معصوم عليهم السلام و همين طور علمايى كه پيرو آن بزرگواران بوده اند از جمله همين فقيد سعيد را به مردم نشان دهيد و به نمايش بگذاريد.
اين يك مسئوليت همگانى است. هر چند كمى تلاش و تحمل بطلبد آن را انجام دهيد تا همگى در پيشگاه رسول الله و اهل بيت عليهم السلام رو سفيد باشيد.
از خداى متعال براى خود و شما توفيق بيشتر را خواهانم.
1) نگ: مستدرك الوسائل، ج10، ص214 (باب 17 استحباب عمارة مشهد أمير المؤمنين صلوات الله عليه، ح1).
2) كتاب المزار، ص30 (باب 11 ثواب من زار الحسين عليه السلام راكباً وماشياً، ح1).
3) سوره نصر، آيه2.
4) ر.ك: السيرة النبوية لابن هشام الحميري، ج4، ص1001.
5) سوره مائده، آيه82.
6) من لا يحضره الفقيه، ج4، ص351 (باب نوادر المواريث، ح5759).
7) اصول كافى، ج1، ص406 (باب ما يجب من حق الإمام علي الرعية، ح6).
8) بحار الأنوار، ج34، ص11 (باب 31 سائر ما جرى من الفتن من...). نيز بنگريد: شرح نهج البلاغه ابن أبي الحديد، ج1، ص340.
متن کامل مناظره دکتر حسینی قزوینی و مولوی عبدالمجید مرادزهی + فایل صوتی

پنجشنبه شب در ساعت 22:00 بوقت ایران مناظره دکتر حسینی قزوینی، عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام، استاد حوزه علمیه قم در سطوح عالی و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) و مولوی مرادزهی از اساتید برجسته حوزه علمیه زاهدان بصورت زنده از شبکه ماهواره ای سلام پخش شد .
جهت ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک نمائید :
http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=87051901
مناظره دکتر حسيني قزويني و مولوي مرادزهي برگزار گرديد
|
پنجشنبه شب در ساعت 22:00 بوقت ايران مناظره دکتر حسيني قزويني، عضو هيأت علمي و رئيس بخش حديث دانشگاه بين المللي آل البيت عليهم السلام، استاد حوزه علميه قم در سطوح عالي و مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عج) و مولوي مرادزهي از اساتيد برجسته حوزه علميه زاهدان بصورت زنده از شبکه ماهواره اي سلام پخش شد . هر طرف مناظره سوالات خود را مطرح و طرف مقابل 4 دقيقه زمان داشت تا پاسخ دهد و يک دقيقه نيز براي طرح سؤال جديد فرصت داشت . مناظره در فضايي دوستانه برگزار گرديد و مدير سلام بدون جانب داري از هر يک از طرف مناظره سعي نمود بي طرفي در مناظره را حفظ نمايد اين مناظره حدود دوساعت و پانزده دقيقه بطول انجاميد . شايان ذکراست در پي انتشار خبر اعتراض شديد مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به پخش مصاحبه آقايان دكتر تيجاني و دكتر عصام العماد از شبكه سوم سيما ، جناب آقاي دكتر قزويني از ايشان براي مناظره دعوت كردند ولي ايشان حاضر به انجام مناظره نشدندوپيرو آن ، جناب مولوي عبد المجيد مرادزهي از اساتيد حوزه علميه زاهدان جهت مناظره اعلام آمادگي نمودند ولي به دلائلي اين مناظره انجام نگرفت علاقه مندان جهت مشاهده فيلم و صوت مناظره مي توانند از لينک ذيل استفاده کنند. Download Video 245 MB (مناظره)
با تشکر فراوان از وبلاگ http://drhoseini.blogspot.com توضيحات جناب آقاي حسام مسئول وبلاگ البيان راجع به اين مناظره: | ||